X
تبلیغات
رایتل

شعری که ناسروده ماند

هنر و ادبیات متعهد فارسی (نقل با ذکر منبع بلامانع است)

1395,02,22 ساعت 21:44

بهار سوخته

هو الحی

از این زمان و زمین ای دریغ و ای آوخ

از امتی که بسر می برند در برزخ 


بهشت روی زمین خطّه قهستان است

اگرچه گوئیش افکنده اند در دوزخ


ز کال شور گذر چون کنی پس از تربت

بهار را تو نبینی دگر به صد فرسخ 


به زاهدان که روی بگذری چو از قاین

نبینی هیچ دگر دامِ لایق مسلخ


شمال و غرب ببارد ز آسمان چون سیل 

ولی زنند در این جا، ز خشکه سرما، یخ


دو دست رو به خدا جمله الفرج گویان

تمام گمشده آن جا اهالیش سرنخ


کویر خشک و بیابان بهارشان صحراست

کریه و تیره همه کوهپایه ها سنگلخ 

22/02/1394- مشهد.

برچسب‌ها: بهارذ، کویر، قهستان
نظرات (1)
+ عشقی [ نامشخص ] http://m-eshgi.blog.ir
با عرض سلام و خسته نباشید.خدمت شما دوست عزیز.لطفا اگر وقت کردید به وبلاگ بنده ی حقیر هم سری بزنید.خیلی ممنون
1395,02,22 ساعت 21:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر شما. ادب در اطاعت است. چشم حتما در فرصتی که پیش بیاید ان شاء الله.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :