X
تبلیغات
رایتل

شعری که ناسروده ماند

هنر و ادبیات متعهد فارسی (نقل با ذکر منبع بلامانع است)

1394,02,06 ساعت 08:36

ماجرای گربه و سگ (فانتزی)

داستانک تخیلی زیر یکی از نمونه کارهای استاد جواد نعیمی است که همراه با آموزش مثبتی که دارد در نوع خود از جهت هنری اثری بسیار ارزشمند است. اکنون این شما و این هم ...                                  


  

   در کنار دهکده ای، حیوانات گوناگونی زندگی می کردند. بعضی از این حیوان ها، کاری به کار دیگران نداشتند. اما برخی از آن ها، همیشه به هم نوعان خودشان زور می گفتند، در کارهای دیگران ، دخالت های بی جا می کردند و خیلی وقت ها، آن ها را به جان هم می انداختند...

   در میان این حیوان ها، یک گربه ی بزرگ، چاق و زیبا بود که به کسی کاری نداشت و با تلاش فراوان، در پی به دست آوردن غذا و فراهم کردن آسایش برای زن و بچه هایش بود. او دوست داشت که آزاد و مستقل زندگی کند . نه زیر بار زور برود و نه به دیگران زور بگوید.اما بعضی حیوان ها، دل خوشی از او نداشتند و پیوسته آزارش می دادند ! سگ بزرگ، یکی از دشمنان گربه بود، که چشم دیدن او را نداشت و هر بار با گرفتن بهانه ای، گربه را مورد هجوم و حمله قرار می داد ! ولی هر بار، گربه با زیرکی تمام، از چنگ سگ می گریخت!ولی سگ هم می کوشید تا برخی از حیوان ها را با خودش همراه سازد و در فرصتی مناسب با کمک آنان ، به گربه حمله کند ! آن ها ، گربه را مدتی به شدت ، محاصره کردند و هر چه می توانستند او و خانواده اش را در تنگنا قرار دادند....

    گربه با کمک زن و بچه هایش بر مشکلاتی که حیوان های دیگر برایش پیش می آوردند، غلبه پیدا می کرد . اذیت وآزار های بی خود و بی جهت سگ و حیوان های متحد با او ، چنان شدت یافت که سرانجام ، گربه با مشورت افراد خانواده اش تصمیم گرفت برای دفاع از خویش ، با سگ بزرگ به گفت و گو بپردازد.اما سگ که همیشه گربه را متهم به دخالت در کار دیگران می کرد،هم چنان به مخالفت با گربه ادامه می داد و تلاش می کرد با زور گویی و ستم گری و جار و جنجال های الکی ، گربه را از چشم همه بیندازد و او را بد جلوه دهد ! تا این که بر اثر فشار های حیوانات دیگر پذیرفت با گربه به گفت و گو بنشیند! خلاصه قرار بر این شد که گربه با حضور سگ و شیر و ببر و روباه و پلنگ و شغال در جلسه ای با هم به گفت و گو بپردازند.

   گربه همیشه بر این نکته تاکید داشت که آزاد و مستقل زندگی کند . اما دیگران چشم دیدنش را نداشتند و کینه ورزی می کردند و به او آسیب می رساندند. هم چنین انجام هر کار ناپسندی را به گربه و خانواده اش  نسبت می دادند و از این که او آزاد و سربلند و خوب و راحت زندگی کند، دل خور و نگران و خشم ناک بودند! به همین سبب در جلساتی هم که سگ بزرگ و حیوان های دیگر با حضور گربه تشکیل می دادند ، باز هم آن ها به دنبال بهانه جویی و زور گویی بودند و اندیشه های پلیدی را در سر می پروراندند .

   به هر حال ، این گفت و گوها مدت زیادی ادامه یافت، تا این که در جلسه ی پایانی ، سگ بزرگ ؛ شیر؛ ببر؛روباه ؛ پلنگ و شغال اعلام کردند که ما به این نتیجه رسیدیم که از این پس گربه می تواند در کمال امنیت ، هرگونه که می خواهد زندگی کند. اما باید به ما ثابت کند که کاری به کار ما و حیوانات دیگر ندارد و علیه ما هیچ کاری انجام نمی دهد . همین طور برای این که ما ، دست از آزار و اذیت او بکشیم ، باید به تعهدات خودش عمل کند . یعنی گربه نباید در کوچه ها و خیابان هایی که ما ، در آن جا رفت و آمد داریم و زندگی می کنیم حضور یابد. دیگر این که او حق ندارد بر تعداد فرزندانش بیفراید. هم چنین باید از شکار کردن موش ها دست بردارد و برای اطمینان بیش تر ، ما باید دست ها و پاهای او را در پوست گردو قرار دهیم  و.... آن گاه ، اگر دیدیم گربه به درستی به تعهدات خود عمل کرد ، اگر دل مان خواست و کنگره ی حیوانات هم اجازه دادند،کم کم از شدت اذیت و آزار های خودمان می کاهیم و او را در کارهایش آزاد می گذاریم. البته هر وقت خواستیم ، دوباره می توانیم سخت گیری های خودمان را از سر بگیریم....

   با اعلام این نتیجه، گربه که تعهد کرده بود به رای سگ و حیوان های متحد با او ، گردن نهد ، خود را دربرابر عملی انجام شده دید . او نیم نگاهی به زن و بچه هایش انداخت که داشتند با تاسف سری تکان می دادند، اما چیزی نمی گفتند!

   گربه ، سرش را پایین انداخت و لب خود را  به شدت گزید! در همین حال همسرش زیر لب زمزمه کرد : آیا این دشمنان فریب کار و دغل باز ، باز هم مثل همیشه زیر قول خود نمی زنند و این موافقت نامه به سود ما خواهد بود؟!

   گربه اما هم چنان به فکر فرو رفته بود و به آینده می اندیشید!

(http://javad-naeemi.blogfa.com/post/88)

برچسب‌ها: گربه، سگ، جنگل، گفتگو، فانتزی
نظرات (5)
+ آرش [ ایران ]
سلام خسته نباشین پدربزرگوارم
خیلی جالب بود فکر می‌کنم این داستان سیاسی است وپیام سیاسی داره
1394,02,06 ساعت 14:50
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله دخترم شما درست حدس زده اید این قصه مثل داستان پیر روشن خرد من مربوط به همین ملت و دشمنانش هست.
معمولا داستان های حکیمانه مثل کلیله و دمنه یا سیاسی اجتماعی و یا اخلاقی هستند اما از زبان حیونات بیان شده اند تا برای کودکان و عموم مردم جذاب باشند و مثل افسانه ها در میان مردم ماندگار شوند.
+ نگار [ ایران ] http://havalitanhai.blogsky.com/
سلام و عرض ادب و ارادت و احترام استاد بزرگوارم

امیدوارم حالتون خوب باشه

استاد عزیزم خدمت رسیدم که پیشاپیش ولادت با سعادت حضرت علی (ع) رو تبریک عرض کنم

حقیقتش عازم سفر هستم و روز میلاد افتخار خدمت رسیدن رو نخواهم داشت و خواستم
پیشاپیش عرض ادبی داشته باشم

صمیمانه روزتون رو تبریک عرض می کنم و از خدای بزرگ برای وجودمبارکتون برترینهارو خواستارم

شاد وسلامت باشید

با احترام
1394,02,08 ساعت 21:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دخترم سفر بسلامت باد. هر جا باشی دلی پشت سرت می تپد که برایت نگران است تا برگردی. در امان خدا !
+ نگار [ ایران ] http://havalitanhai.blogsky.com/
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
که نبی شد پسر آمنه ماه عربی
بعثتی کرد که ابلیس طمع کرد به عفو
رحمتی کرد که خاموش شود هر غضبی


سلام و عرض ادب و احترام پدر عزیزم
عذر می خوام از تاخیر زیادم
ببخشید
خیلی خیلی ممنونم از لطفتون و خدارو شکر می کنم که پدر خوبی چون شما دارم
حقیقتش مدتیه عضو سایت شعر ایران شدم و اونجا فعالیت دارم

ممنونم که هنوز به یادم هستید و می دونید که فراموش کردنتون محاله و فکر این هستم که بازهم در خدمتتون باشم

تشکر بی کران از لطفتون

سپاس

عیدتون مبارک

ان شاالله بازهم خدمت خواهم رسید
1394,02,26 ساعت 18:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر دختر ازگل بهترم اما بعد:
عید مبعث را بهت تبریک می گویم با امید به این که بعثت درونیت با مبعث رسول گرامی اسلام توأمان باشد.
و اما من بی نهایت قدردان گوهری که خدا به من داده هستم و روزی هر چه یادم بماند سعی می کنم خدارا از این بابت شکر گویم. چه نعمتی بالاتر از وجود این نعمت!
بارها گفته ام و بار دگر نیز می گویم که من هیچ وقت تابع احساساتم نبوده ام تا از آن جهت دلتنگ شوم زیرا عزیزانم در اندرونی وجودم هستند و همیشه با آنانم. لذا براشان دعا می کنم موفق و سلامت باشند.
+ سیولیشه [ ایران ] http://zaxv.blogsky.com
سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمند
30 مین شماره نشریه اینترنتی سیولیشه بدلیل مشکلاتی که برای بالاگفا ایجاد شده در آدرس

zaxv.blogsky.com

منتظر حضور و نظر شماست
1394,03,03 ساعت 00:27
امتیاز: 0 0
پاسخ:
متشکرم جناب راثی عزیز! حتماً .
+ محمد مهدی [ ایران ] http://www.mamadidi.nini we blog . com
سلام آقا جون من محمد مهدی ام خیلی زیبا بود ممنون
1394,07,10 ساعت 15:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منشکرم پسرم. احسنت خوشم آمد موفق باشی.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :